گزارش فارس از بررسي «سير تحول ادبيات داستاني و نمايشي»؛
ميرعابديني: رمان ايراني منحصر به فرد است
حسن ميرعابديني رمان ايراني را به علت نوع مدرنيته حاكم بر جامعه ايراني، شرايط اجتماعي و تاريخي و ويژگيهاي اين جامعه داراي خصوصيات مخصوص به خود خواند. جلسه نقد و بررسي كتاب «سير تحول ادبيات داستاني و نمايشي» ديروز عصر در شهر كتاب مركزي تهران برگزار شد. در اين نشست، احمد سميعي گيلاني مدير گروه ادبيات معاصر فرهنگستان زبان فارسي، حسن ميرعابديني مؤلف كتاب، عليمحمد حقشناس و محمد پارسانسب به عنوان منتقد حضور داشتند. ميرعابديني در سخنان خود رمان را به عنوان يك فرم ادبي نو و برخاسته از تغييرات در جامعه معرفي كرد و گفت: تجربه مدرنيته در نقاط مختلف جهان يكسان نيست به همين علت رمانها در جغرافياي متفاوت ويژگيهاي متفاوت دارند. مؤلف اين كتاب رمان ايراني را به علت نوع مدرنيته حاكم بر جامعه ايراني، شرايط اجتماعي و تاريخي و ويژگيهاي اين جامعه داراي خصوصيات مخصوص به خود خواند و گفت: ما داراي رمان ويژه خود هستيم. دراين كتاب سعي كرديم كه اين ويژگيها يافته شود. ميرعابديني مضمون را معنايي كه در سير زمان تغيير يافته و دچار تحول شده است معرفي كرد و گفت: تم يا درونمايه هم ايدهاي است كه رمان بر اساس آن شكل گرفته است و هم ايدهاي است كه در اثر خواندن به ذهن مخاطب ميرسد. در عين حال تم يا درونمايه فقط ايده نيست بلكه مفهومي است كه با مفاهيم بينامتني معناي اثر را گسترش ميدهد. به گفته ميرعابديني در اين كتاب علاوه بر بررسي سير رمان ايراني به تأثيراتي كه رمان در آثار ادبي اين سرزمين داشته توجه شده است. مؤلف كتاب در مورد نتيجهگيري اين كتاب گفت: از آنجايي كه بخش عمدهاي از مسائل فرهنگي در زمان شكلگيري آثار ادبي هر دوره از اهميت خاصي برخوردار بود من به نتيجهگيري خاصي نپرداختم. من با نتيجهگيري موافق نيستم، نتيجهگيري بايد پيش بيايد تا مطلبي ارائه شود. در اين كتاب ميرعابديني به بررسي طيفهاي گوناگون ادبي تا سال 1320 پرداخته است و به گفته خود وي آنجايي كه رمان فارسي دوران جنيني خود را سپري كرده بود كتاب تمام ميشود. حسن ميرعابديني در بررسي اين گونهبهگونه شدن فرهنگي و ادبي به فرهنگ بزرگتري به نام «تاريخ ادبيات معاصر» رسيده است. معاصر از ديد او طرح تجددخواهي و ورود انواع جديد ادبي مثل رمان در نمايشنامه است. وي در اين كتاب جريانهاي ادبي متعددي را دستهبندي كرده و آثار مختلف را بدون پيش فرض و پيشداوري مورد بررسي قرار داده است. اين محقق كه آثار بسياري را در اين كتاب ارزيابي كرده است در صحبتهاي خود گفت: نويسندگان و آثاري كه در اين كتاب آمده است در كتابهاي تاريخي ادبيات معاصر حتي گاهي نامي از آنها نيز نيامده است. در اين كتاب ضمن توجه به آثار مختلف تلاش شده است كه با تشكيل پروندههاي علمي، آراء و نظريات مختلف درباره اين آثار ارائه شود. ميرعابديني در ادامه صحبتهاي خود به پارهاي از ويژگيهاي كتاب اشاره كرد و گفت: روايت رويدادها در يك خط زمان، روايت مضمونها، سير تحولات مباحث ادبي مختلف، علل تغييرات ادبي، نقش روزنامه در اشاعه رمان، سير دگرگوني ذوق مخاطبان، پيدايش ناشران مختلف، روح مسلط به هر دوران ادبي، ادبيات معاصر و سنتي، زيباشناسي هر دوره، تعريف رمان در زمان مربوط به هر اثر و معرفي انسانهاي مبدع خصوصيات اين كتاب محسوب ميشود. وي پس از انجام تحقيقات براي اين كتاب به اين نتيجه رسيده است كه دو پايه مؤثر بر رمان ايراني وجود دارد؛ يكي اينكه ريشه اين رمانها در عناصر ادبي كلاسيك ما قرار دارد و ديگر اينكه اثربخشي ترجمه رمانهاي خارجي بر آثار ادبي فارسي قابل انكار نيست. در اين كتاب ضمن توجه به پيدايش رمان به دگرديسي رمان فارسي نيز توجه شده است. ميرعابديني در پايان، اين كتاب را بخش نخست كاري خواند كه دو جلد ديگر آن كه حداقل تا سال 57 در بر خواهد داشت، منتشر خواهد شد و در ادامه گفت: هيچ كاري حرف آخر نيست به خصوص در زمينه ادبيات و اين كار شروعي است براي انجام كار گستردهتر.
پارسانسب: كتاب «ميرعابديني» انتظارات خواننده را برآورده نميكند
محمد پارسانسب درباره كتاب «سير تحول ادبيات داستاني و نمايشي» نوشته حسن ميرعابديني گفت: اين كتاب انتظارات ما به عنوان خواننده را برآورده نميكند، چرا كه در مقدمه شيوه انجام كار تحقيقي نيامده است و مقالات صرفا دادههاي بسياري دارند كه از آنها استفاده چنداني نميشود و نتيجه خاصي گرفته نميشود. جلسه نقد و بررسي كتاب «سير تحول ادبيات داستاني و نمايشي» ديروز عصر در شهر كتاب مركزي تهران برگزار شد. احمد سميعي گيلاني مدير گروه ادبيات معاصر فرهنگستان زبان فارسي، حسن ميرعابديني مؤلف كتاب، عليمحمد حقشناس و محمد پارسانسب به عنوان منتقد حضور داشتند. پارسانسب در آغاز سخنان خود به تأسيس رشته ادبيات داستاني در دانشگاه تربيت معلم اشاره كرد و گفت: ما امسال در دانشگاه فارغالتحصيل ادبيات داستاني داريم اما كمبود متون درسي و به ويژه منبع مناسب را كه تا امروز حفظ كرده بوديم با اين كتاب رفع ميشود. وي با اشاره به تنوع و تكثر مطالب و موضوعات مختلف آن نظرات خود را از جايگاه يك معلم اينگونه بيان كرد: اگر به عنوان يك كتاب تحقيقي به اين نظر پژوهشي بنگريم انتظارات ما به عنوان خواننده برآورده نميشود، چرا كه در مقدمه شيوه انجام كار تحقيقي نيامده است و مقالات صرفا دادههاي بسياري دارند كه از آنها استفاده چنداني نميشود و نتيجه خاصي گرفته نميشود. اين استاد دانشگاه مقالات كتاب را در محور افقي داراي ارتباط محكم با هم خواند و گفت: در خود مقالات انسجام لازم برقرار نيست به نظر من فصلهايي مثل نشريات و داستانهاي زنان، ترجمه، داستانهاي عاميانه و دو سه فصل ديگر كتاب مدخل بحث كلي كتاب است. در نقد و تحليل تصور من اين است كه نگاه مضمونمدار باشد و در حالي كه محتوا مهم است مضمون هم مهم باشد اما اگر فقط به بررسي محتوايي آثار بپردازيم ساختار حتي مهمتر از مضمون ميشود و جاذبه رمانسي داستانها پيش ميآيد. پارسانسب آثار اوليه ايران را در ادبيات داستاني داراي فضل تقدم خواند و گفت: كسي كه رمان ميخواند اول از اين آثار اوليه آغاز ميكند در حقيقت اين آثار جامعه را براي خواندن كتاب آماده ميكند. به نظر وي يك اثر ادبي بايد ابتدا ارزش ادبي داشته باشد سپس نگاههاي مختلف جامعهشناسانه اهميت مييابد. پارسانسب در ادامه سخنان خود به لغزش در شيوه ارجاعات و نقصان اطلاعات كتابشناسي در اين اثر اشاره كرد و با ذكر مثالهاي متعددي به ارايه نظرات خود پرداخت. در پايان جلسه احمد سميعي گيلاني و حسن ميرعابديني به دلايل خود در خصوص هر يك از موارد ياد شده پرداختند و به سوالات مطرح شده پاسخ دادند.
«حقشناس» خواستار نهادينه شدن رمان در ايران شد
عليمحمد حقشناس با اشاره به ضرورت نهادينه شدن رمان در ايران و بيان ملزومات آن، گفت كه كتاب «سير تحول ادبيات داستاني و نمايشي» تلاشي براي نهادينه شدن يك هنر جديد در ايران است. جلسه نقد و بررسي كتاب «سير تحول ادبيات داستاني و نمايشي» ديروز عصر در شهر كتاب مركزي تهران برگزار شد. احمد سميعي گيلاني مدير گروه ادبيات معاصر فرهنگستان زبان فارسي، حسن ميرعابديني مؤلف كتاب، عليمحمد حقشناس و محمد پارسانسب به عنوان منتقد حضور داشتند. حقشناس در حدود نهادي شدن هر علم و هنري كه در جامعه يافت ميشود، گفت: به صرف آشنا شدن با علم يا هنر و حتي به صرف گسترش، رواج و توليد آن نهادي شدن صورت نميگيرد. براي نهادي شدن هر علم و يا هنر علاوه بر اين آشناييها تأسيس رشته آموزشي آن هم لازم است چون كار يادگيري رمان به اين صورت به جريان ميافتد. حقشناس در ادامه انجام چنين كاري را نيازمند معلم خوب و كتاب خوب دانست و گفت: اگر همه اينها فراهم شود باز هم براي اينكه رمان به عنوان رشته ادبي نهادي شود كافي نيست. وي در كنار اين موارد تاريخمند شدن را مهم دانست و گفت: منظور از تاريخ، يك تاريخ عمومي كه به عنوان تاريخ رمان در جهان مدنظر قرار ميگيرد نيست بلكه تاريخي مهم است كه مربوط به همين كشور باشد. پيدايش آن در همين جا و رشد و بالش آن در همين سرزمين صورت گرفته باشد. به نظر حقشناس تاريخمند شدن است كه باعث ميشود يك نهاد با ريشه دواندن در جامعه بر افراد تأثير بگذارد. وي از اين منظر كتاب «سير تحول ادبيات داستاني و نمايشي» را گوشهاي از نهادينه شدن يك هنر جديد در ايران دانست. در اين ميان حقشناس به همت بلند احمد سميعي گيلاني و ذهن جوان و فعال او اشاره كرد و گفت: سميعي با حضور راهگشاي خود در پي تأسيس و رواج گوشه و نهادهايي از فرهنگ است كه كاري بر روي آنها انجام نشده است. حقشناس اين كتاب را كتابي منحصر به فرد خواند و گفت: كتاب ديگري در مورد تاريخ رمان در ايران نداريم اين كتاب جايي را در فرهنگ ايران پر ميكند كه وقتي به سراغ آن ميرويم خلأيي حس نميكنيم. ادبيات داستاني ايران با اين كار منضبط ميشود و در وضعيتي قرار ميگيرد كه آيندگان از گذشتگان درس ميگيرند و اشتباهات آنان را تكرار نميكنند. زبان اين كتاب از نظر حقشناس بسيار خوشخوان است و علاوه بر شفافيت و روشن بودن داستان گذار جامعه ايراني را از يك جامعه سنتي به يك جامعه جديد به خوبي شرح ميدهد. حقشناس در ادامه سخنان خود به مواردي اشاره كرد كه جايش در كتاب خالي است. وي گفت: كتاب به رسم داستانخوانيهاي شبانه در خانواده اشاره ميكند ولي به رسم شاهنامهخواني و داستانهاي عاميانهخواني اشاره نميكند. همچنين در اين كتاب به پيامدهاي جامعهشناختي كه جايگزيني رمانخواني شبانه پديد آورده است اشاره نشده است. حقشناس به نقطه ديگر از كتاب اشاره كرد و گفت: در اين كتاب به تأثيرپذيري ادبيات فارسي از ادبيات غرب سخن رفته است و تأثير سازنده آن بر متون و ادب فارسي ذكر شده است، اما از اثربخشي داستان منثور شرق بويژه ايران بر ادبيات غرب سخني به ميان نيامده است. اين در حاليست كه به نظر حقشناس شرق در يك نقطه براي غرب راهگشا بود و آن هم كمبود ادبيات مردمي در غرب بود كه با ورود ادبيات شرق جبران شد. در شرق ما هم شاهنامهخواني داشتيم هم حافظ ميخوانديم و هم در همان زمان داستانهاي مردمي همچون اميرارسلان رومي داشتيم در واقع ما دوشادوش هم دو شاخه از ادبيات را در اختيار داشتيم. مورد ديگري كه حقشناس به آن اشاره كرد ساختار كتاب بود به نظر وي كتاب اگرچه به رعايت ترتيب زماني سير تحول داستاننويسي و نمايشنامهنويسي را دنبال ميكند ولي گسلهايي وجود دارد كه روند ارائه مطالب را دچار اختلال ميكند به نظر حقشناس اين گسلها خواننده را گيج ميكند و بهتر بود از اين وضعيت جدا جدا پرهيز ميشد. اين استاد دانشگاه معتقد بود شايد به جاي «سير تحول ادبيات داستاني و نمايشي» بهتر بود يك مرحله بالاتر رفته شده بود و سير تحول ادبيات روايي بررسي ميشد. نكته ديگر سفرنامهنويسي بود كه به نظر حقشناس در اين كتاب به درستي اشاره نشده بود. در اين كتاب سفرنامه نويسي كاملا برگرفته از غرب معرفي شده در حاليكه «سيره پيامبر» از ابن هشام و سفرنامه ناصر خسرو در ادبيات تاريخي ما وجود داشت. كتاب در قسمتهاي مختلف ادبيات روايي در غرب را بر پايه روابط اجتماعي و فرهنگي برخواسته از همان روابط استوار معرفي ميكند كه اين نكته به نظر حقشناس بسيار خوب، موجه و مستند در كتاب بيان شده است. در عين حال حقشناس يك چارچوب نظري مدون را در اين كتاب مشخص نديد و گفت: اگر در آغاز كار يك چارجوب نظري فراهم ميشد خيلي بهتر بود چارچوب نظري خود ساختهاي كه مناسب با كاري كه انجام گرفته باشد. وي همچنين اين سوال را مطرح كرد كه چرا نمايشنامهنويسي در ايران مقدم بر داستاننويسي است و ما اول نمايشنامه داشتيم و سپس رمان و داستان كوتاه. در اين كتاب به جنبههاي اخلاقي و ايدئولوژيكي داستان پرداخته شده است اما حقشناس به جاي خالي سير تحمل رمان به عنوان يك ساختار ادبي در اين كتاب اشاره كرد و گفت: ما هنوز پس از گذشت يك قرن رماني نداريم كه بتوانيم به جهان عرضه كنيم و همچون هند و تركيه كتابهاي ما را ديگران ترجمه كنند نه اينكه خودمان مترجمه آنان باشيم. وي در پايان بار ديگر به ارزش و قدر و منزلت كتاب اشاره كرد و گفت: با اين ارج و قدر و قيمت فرهنگستان بايد صنعت كتابپردازي خود را به روز كند.
|